X
تبلیغات
رایتل





















خوابهای طلایی

پروردگارا در خانه فقیرانه خود من چیزی دارم که تو در عرش کبریایی خود نداری که من چون تویی دارم تو چون خودی نداری

هر چی بود و نبود بلاخره تموم شد و خوبیش به همینه!! 

امتحان خارج از تصورم سخت بود و اصلآ هیچ مطابقتی با امتحانایی که کار کرده بودم نداشت و ده ها برابر سخت تر بود... 

حالا که گذشته و خیلی خوشحالم و احساس می کنم یه بار سنگینی از رو دوشم برداشتم ولی امیدوارم که اون بارو خوب رو زمین گذاشته باشم کار دیگه ای نمی تونم بکنم جز دعا... 

 

خارج از موضوع امتحان  

تازگی ها وقتی مرغ می خورم با اکراه تمومش می کنم چون یه دفعه یاد خود مرغ زنده می افتم و اینکه چقدر ما آدما وحشی هستیم و اینکه چه جوری با دندون یا با قاشق می افتیم به جون یه مرغ پخته یا سرخ شده .... نفرت انگیزه....  

امروز مرغ داشتیم حالا حالم خیلی قبل از امتحان خوبه ,که به این چیزا هم فکر کنم.

نوشته شده در 30 خرداد 1389ساعت 03:19 ق.ظ توسط فاطمه نظرات (1)


Design By : Pichak