X
تبلیغات
رایتل





















خوابهای طلایی

پروردگارا در خانه فقیرانه خود من چیزی دارم که تو در عرش کبریایی خود نداری که من چون تویی دارم تو چون خودی نداری

17 تیر پارسال شروع دوباره وبلاگ نویسیم بود و چقدر زود یکسال گذشت…

2۱ تیر آرایشگاه فهیمه جون ، تالار شرکت نفت و آخر شب…

24 تیر آغاز زندگی مشترک آبجی خانوم با همسر گرام…

و 28 تیر شب آرزوها…

 

ماه رجب اومد، اومد و من نفهمیدم…

احساس می کنم دارم غرق می شم…

به یک غریق نجات نیاز دارم….

شاید یه سفر به ایران…

یک چهارشنبه ، یک پنجشنبه و مجلسی که آرومم کنه و یا به قول خودم شارژ بشم…

 

امروز سر میز صبحانه زحمات 8 ماهم زیر سوال رفت…

چمیدونم شاید حق با بقیه باشه اما یادگیریه زبانی که تا حالا حتی یه کلمشم به گوشت نخورده کاره آسونی نیست…

نوشته شده در 17 تیر 1387ساعت 07:28 ب.ظ توسط فاطمه نظرات (9)


Design By : Pichak