X
تبلیغات
رایتل





















خوابهای طلایی

پروردگارا در خانه فقیرانه خود من چیزی دارم که تو در عرش کبریایی خود نداری که من چون تویی دارم تو چون خودی نداری

دو هفته است که تعطیل شدم و تقریبآ خونه نشین شدم چون اصلآ بیرون نمیرم.

روزا به شب و شبا به روز می رسن بدون اینکه به برنامه های ریخته شده برسم(همیشه برعکسه هر چی وقت کمتر داشته باشی به کارات بیشتر می رسی)

اینروزا هم که فوتباله و ما هم درگیر شدیم تا دور روز پیش نمی دونستم کدوم کشور تو آسیاس کدوم تو اروپا اما حالا دیگه آدم شدم big grin

شنبه که بازی ها شروع شد مصادف بود با شهادت حضرت فاطمه ما هم از مجلس برمی گشتیم گله ای از خانوما با لباسای سیاه دم در منتظر آقایون ایستاده بودیم مردم هم از برد پقتوگل مقابل توقک شادی میکردن ما رو که دیدن "دزوله توقک" گفتن فک کردن ما ترکیم...

برین واسه عمتون متآسف باشین اگه کسی دوروبرم نبود می رفتم خرشو می گرفتم میگفتم ایران خودمون هم برده(جون خودم!!!big grin)

دیشب هم بازی میزبانمون بود با همون توقک...بیچاره ها چقدر تدارک دیده بودن ها کلی تیپ زده بودن و وسایل جهت شادی و بردشون با خودشون آورده بودن طفلکی ها امیدشون بر آب شد قیافه هاشون بعد بازی دیدنی بود رنگ ها رو صورتا ماسیده،‌لب و لوچه ها به طرف پایین، شونه ها افتاده، پرچم ها روی زمین کشیده...

حیف شد ها باختن میخواستیم دیشب یه کم شاد بشیم از شادی مردم معلوم نیس اگه می بردن چی کار می کردن...

اینم یه عکس از همون خوش تیپا

 وقتی داشتم ازشون عکس می نداختم کلی زوق زدن معلوم نیست اگه عکسو اینجا ببینن چی کار می کننbig grin

 

نوشته شده در 23 خرداد 1387ساعت 05:17 ب.ظ توسط فاطمه نظرات (15)


Design By : Pichak