X
تبلیغات
رایتل





















خوابهای طلایی

پروردگارا در خانه فقیرانه خود من چیزی دارم که تو در عرش کبریایی خود نداری که من چون تویی دارم تو چون خودی نداری

باید تند تر قدم بردارم من که کم تر از اون چهار تا پیرزن نیستم!؟

اما نه انگار اون یکی پیرزن نیست شاید دختر یکیشون باشه...

تغریبآ می دوم اما اون ها می ایستند و دختری که چکمه های سفید روی شلوارلی تنگ پوشیده با کلاه هماهنگ بر سر و موهای به کمر رسیده رویش را برمی گرداند....

و شاید او مادر آن سه باشد...

 

 

نوشته شده در 1 اردیبهشت 1387ساعت 06:31 ب.ظ توسط فاطمه نظرات (5)


Design By : Pichak